به گزارش حیات به نقل از فارس، «نخبه ایرانی نشان داده است که میتوان دانش و استعداد را به ابزاری برای حل مسائل واقعی مردم و کشور تبدیل کرد.» این نگاه به نخبگان در پیام شب گذشته رهبر انقلاب به نخبگان و مدالآوران علمی بهخوبی نشان میدهد که نخبگی را نمیتوان صرفا در کسب رتبههای برتر کنکور، مدالهای المپیاد یا دیگر موفقیتهای علمی متعارف خلاصه کرد.
اگرچه این دستاوردها نشانهای از توانمندی علمی و استعداد فردی هستند اما آنچه میتواند جایگاه یک نخبه را در مسیر پیشرفت کشور معنا کند، توانایی او در شناسایی مسائل واقعی، ارائه راهحلهای مؤثر و بهکارگیری دانش و تخصص برای پاسخگویی به نیازهای جامعه است. از این منظر، نخبگی نه صرفا یک عنوان افتخارآمیز، بلکه ظرفیتی برای مسئلهشناسی، حل مسئله و ایجاد اثر ملموس در زندگی مردم و آینده کشور است.
دستاوردهای نخبگان ایرانی در کاربردیکردن علم و حل مسائل کشور
رهبر انقلاب در این پیام، برای نشان دادن نقش نخبگان در حل مسائل کشور، به دستاوردهای ایران در حوزههایی همچون سلولهای بنیادی، نانو، فناوریهای زیستی، هوافضا، صنعت و معدن، پزشکی، کشاورزی، فناوری هستهای، انرژی و زیرساخت اشاره میکنند؛ حوزههایی که نخبگان ایرانی در آنها توانستهاند دانش و استعداد خود را به فناوریهای کاربردی و راهکارهایی برای پاسخگویی به نیازهای واقعی کشور تبدیل کنند.
اما اینکه چه کسی را میتوان نخبه دانست، پرسشی است که پاسخ آن بهتدریج از رتبه کنکور و تعداد مقالات علمی فراتر رفته و به میزان اثرگذاری افراد در حل مسائل جامعه گره خورده است. مسعود پزشکیان، رئیسجمهور، نیز اردیبهشتماه سال گذشته در همایش کشوری آموزش علوم پزشکی بر همین موضوع تأکید کرده و «توانایی حل مسائل جامعه» را معیار نخبگی دانسته بود.
حرکت از حمایت فردی به شبکههای حل مسئله
در همین مسیر، بنیاد ملی نخبگان نیز بهدنبال تغییر رویکرد در شناسایی نخبگان است؛ چنانکه سعید خدایگان، قائممقام این بنیاد، مردادماه سال گذشته از تدوین سامانهای یکپارچه خبر داده که در آن، بهجای بسنده کردن به معدل و سوابق علمی، خروجی کار افراد و توانایی آنها در بهکارگیری دانش و فناوری برای حل مسائل کشور ملاک قرار میگیرد.
این تغییر نگاه، در سال ۱۴۰۵ با تأکید بنیاد ملی نخبگان بر عبور از حمایتهای فردمحور و حرکت به سمت شبکهسازی نخبگانی، شکل جدیتری به خود گرفت. بر اساس این تغییر پارادایم، قرار است تخصص نخبگان متناسب با مسائل مشخص کشور به کار گرفته شود و برای موضوعاتی مانند آب و انرژی، کانونهای حل مسئله شکل بگیرد؛ رویکردی که در آن، علاوه بر توانایی فردی، همکاری تخصصهای مختلف برای رسیدن به راهحل نیز اهمیت دارد.
یکی از نمونههای اجرایی این رویکرد، طرح «شتاب اولویتمحور استانی» است که بنیاد ملی نخبگان در شهریورماه ۱۴۰۵ از آن خبر داد. در این طرح، قرار است بنیادهای استانی با همکاری استانداریها و دستگاههای اجرایی، مسائل مهم هر استان را شناسایی کنند و برای یافتن راهحل، تیمهایی متشکل از نخبگان، استادان و متخصصان تشکیل دهند.
اهمیت این طرح در آن است که ارزیابی پیشنهادها صرفاً به ارائه ایده محدود نمیشود؛ بلکه اولویت مسئله، کیفیت و اثربخشی راهکار، میزان استفاده از ظرفیت نخبگان و قابلیت اجرای پیشنهادها از جمله معیارهای اعلامشده برای ارزیابی است. بر اساس اعلام صورتگرفته، مهلت ارسال پیشنهادها نیز پایان آذرماه ۱۴۰۵ تعیین شده است.
با این حال، اجرای چنین طرحهایی یک پرسش اساسی را پیش روی بنیاد قرار میدهد: چگونه میتوان اطمینان یافت که شناسایی و حمایت از نخبگان، به مشارکت واقعی آنها در حل مسائل کشور منتهی میشود؟ پرسشی که نرگس حسینمردی، معاون سرآمدان و نخبگان بنیاد ملی نخبگان، نیز اول مهرماه ۱۴۰۵ با اشاره به سابقه فعالیت این بنیاد مطرح کرد و بر ضرورت تدوین برنامهای عملیاتی برای پررنگتر شدن نقش و اثرگذاری نخبگان تأکید داشت.
چطور ظرفیت نخبگان در حل مسائل کشور به کار گرفته میشود؟
به این ترتیب، مسئله فقط تغییر معیارهای شناسایی نخبه نیست؛ بلکه ایجاد مسیری روشن است که استعداد و تخصص افراد را به نیازهای واقعی جامعه پیوند دهد و نتیجه این پیوند را در حل مسائل کشور قابل مشاهده کند.
نخبگان ایرانی پیشتر توانستهاند در حوزههای مختلف مسائل پیچیده را حل کنند، اما انتظار از بنیاد ملی نخبگان این است که این ظرفیت را به شکلی هدفمند، سازمانیافته و متناسب با نیازهای کشور به کار بگیرد. بنابراین، مسئله فقط معرفی طرحهای جدید نیست؛ باید دید این طرحها چگونه تجربههای موفق گذشته را به الگویی فراگیر برای حل مشکلات کشور تبدیل میکنند.
نمونههای موفق نخبگان ایرانی در حل مسائل واقعی کشور
نمونههایی که رهبر انقلاب از آنها نام برده، از تولید برق با توربینهای ایرانی و شیرینسازی آب در جزایر جنوبی تا استفاده از پهپادهای کشاورزی، درمان ناباروری با فناوریهای پیشرفته و تشخیص و درمان بیماریها با رادیوداروها، نشان میدهد که دانش نخبگان ایرانی در موارد زیادی از مرز دانشگاه و آزمایشگاه عبور کرده و به زندگی واقعی مردم رسیده است.
چگونه تجربههای موفق نخبگان به مسیر پایدار حل مسئله تبدیل میشود؟
حالا پرسش این است که بنیاد ملی نخبگان چگونه میتواند این تجربههای موفق را به مسیری پایدار تبدیل کند؛ مسیری که در آن، شناسایی نخبه به رتبه و مقاله محدود نباشد، مسائل اولویتدار کشور بهروشنی تعریف شوند و تخصص افراد و گروهها متناسب با این مسائل به کار گرفته شود.
انتظار از بنیاد، صرفا طراحی سامانه و تشکیل شبکههای نخبگانی نیست؛ بلکه باید بتواند نشان دهد این سازوکارها چه مشکلی را حل کردهاند، چه نتیجهای به همراه داشتهاند و کدام نیاز واقعی مردم را پاسخ دادهاند.
تاکنون اطلاعات منتشرشده درباره طرحهای جدید، جزئیات برنامهها و معیارهای ارزیابی را روشن کرده اما هنوز تصویر روشنی از تعداد مسائل حلشده و نتایج عملی این طرحها ارائه نمیدهد.
اگر قرار است حل مسئله معیار اصلی نخبگی باشد، عملکرد بنیاد نیز باید با همین معیار سنجیده شود: نه فقط اینکه چند نخبه شناسایی یا حمایت شدهاند، بلکه اینکه توان آنها چه گرهی از کار مردم و کشور باز کرده است.
انتهای پیام//
نظر شما